زیاد نگاه کردن کودکان به صفحه تبلت یا گوشی مغز آنها را تغییر می دهد

شواهد جدیدی به دست آمده که نشان می دهد اگر کودکان زمان بیش از حدی برای نگاه به صفحه نمایش صرف کنند، ممکن است مدارهای موجود در مغزِ در حال رشدِ آنها تغییر کند.

البته دانشمندان در مورد اینکه این تغییرات مفید هستند یا فقط باعث بروز مشکل می شوند، به توافق نرسیده اند. هر دو دیدگاه، در طی اجلاس انجمن علوم عصب شناسی که همین هفته در سن دیگو برگزار شد، مطرح گردید.

محوریت این بحث، مطالعه روی یک موش جوان بود که شش ساعت در روز در معرض  صدا و نور صفحه نمایشی قرار می گرفت. این وضعیت، شرایط یک بازی ویدئویی را تداعی می کرد. به گفته جان مارینو رامیرز، مدیر مرکز تحقیقات یکپارچه مغز در بیمارستان کودکان سیاتل،  “تغییرات بنیادینی در قسمت های مختلف مغز این موش مشاهده شد”.

به گفته او، “بسیاری از این تغییرات نشان می دهند شما دارای مغزی هستید که بر اساس سطح بسیار بالایی از هیجانات سیم کشی می شود. برای جلب توجه ]این مغز[ تحریک حسی بسیار زیادی نیاز دارید”.

kids-youtube-ipad-tablet

پس آیا می توان گفت این مسئله مشکل ساز است؟

رامیرز گفت از دیدگاه مثبت، این موش ها قادر بودند در محیطی که یک موش را به شدت عصبی می کند، آرام بمانند. اما از طرف دیگر آنها به گونه ای رفتار کردند که گویا اختلال نقص توجه دارند، نشانه هایی از مشکل در یادگیری نشان دادند، و مستعد رفتارهای پرخطر بودند.

وی افزود: به طور کلی، اگر این نتایج را به شواهد ذکر شده اضافه کنیم، به این نتیجه می رسیم که والدین باید در مورد زمان نگاه کردن کودکانشان به صفحه نمایش ها محتاط باشند و بگویند”من باید این زمان را به حداقل برسانم”.

لیا کروبیتزر یک تفسیر خوش بینانه تر را مطرح می کند. وی یک عصب شناس تکاملی در دانشگاه کالیفرنیا است. “مزایای این کار بیشتر از جنبه های منفی آن است”. وی افزود، به این ترتیب در جهان ما که تحریک بیش از حد، یک مشکل شایع است، مغز ما به گونه ای رشد می کند که کمتر به تحریک ها حساس باشد.

این بحث فقط چند هفته بعد از آن مطرح شد که آکادمی اطفال آمریکا ، قانون دیرینه خود در زمینه ممنوعیت نگاه به صفحه نمایش برای کودکان زیر ۲ سال را تقریبا لغو کرد و تحولی در درک ما از چگونگی تاثیر تحریک حسی بر رشد مغز ایجاد نمود.

چندین دهه پیش، محققان دریافتند که مغز کودکان به تحریک حسی زیادی نیاز دارد تا بتواند به طور طبیعی رشد کند. بنابراین، مدتها بود والدین تشویق می شدند تا جایی که ممکن است تجربیات حسی زیادی برای کودکانشان ایجاد کنند.

رامیرز می گوید “این نظریه اساسا می گوید هر چه بیشتر در معرض تحریکات حسی قرار بگیرید، از لحاظ شناختی بهتر خواهید بود”.

سپس مطالعاتی آغاز شد که نشان داد کودکانی که زمان بسیار زیادی برای تماشای تلویزیون یا بازی های ویدئویی صرف می کنند، به احتمال زیاد مبتلا به ADHD (اختلال کم توجهی – بیش فعالی) می شوند. به همین دلیل دانشمندان مطالعه موش ها را آغاز کردند تا به این سوال پاسخ دهند که آیا تحریک سمعی – بصری در سنین کودکی واقعا باعث تغییر در مدارهای مغز می شود یا خیر.

مطالعاتی مانند آنچه رامیرز ارائه کرد، تایید می کنند که این اتفاق ممکن است رخ دهد. سوال بعدی آن است که وقوع این تغییرات برای کودکان به چه معناست.

رامیرز می گوید “سوال بزرگی که ذهن ما را به خود مشغول کرده آن است که آیا مغز ما به گونه ای طراحی شده که در معرض چنین سرعتهای بالایی قرار بگیرد. مَثل آن در طبیعت آن است که هیجانی در حد دویدن در یک دشت بی درخت یا ملاقات با یک شیر را تجربه کنید”.

به گفته وی، در یک بازی ویدئویی شما هر چند ثانیه یک بار چیزی را تجربه می کنید که معادل ملاقات با یک شیر است. و احتمالا مغز انسان به اندازه ای تکامل نیافته که این نوع تحریک را تحمل کند.

کروبیتزر و بسیاری از دانشمندان دیگر، می گویند در این مورد مطمئن نیستند. آن می دانند که این نوع تحریک، مغز کودک را بی حس می کند. اما می گویند این بی حسی مغز انسان را برای زندگی در جهانی که هر روز سرعتش بیشتر می شود، آماده می سازد.

به گفته کروبیتزر “کمتر از ۳۰۰ سال پیش انقلاب صنعتی رخ داد و امروزه ما از تلفن های همراه استفاده می کنیم و مرتبا با ماشین ها سر و کار داریم. در نتیجه مغز ما باید تغییر کرده باشد”.

کروبیتزر این ایده را رد می کند که بهترین راه حل، بازگشت به زمانهای گذشته است.

وی می گوید “افراد تمایل دارند در مورد روزهای خوب گذشته و زمانی که بچه بودند فکر کنند و بگویند آن زمان این چیزها نبود و تلویزیون نداشتیم و با این وجود ببینید چقدر خوب بزرگ شدیم”.

جینا توریجیانو، یکی از محققان علوم مغزی در دانشگاه براندیس، معتقد است صرف زمان زیاد برای نگاه به صفحه نمایش برای مغز برخی از کودکان خوب است و برای برخی دیگر نه.

او می گوید “والدین باید از این واقعیت آگاه شوند که نسبت به یک محیط زندگی ثابت، هر کودکی به شیوه ای کاملا متفاوت با کودک دیگر پاسخ می دهد”.